مرتضى راوندى

57

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گرديد و نظم و نثرى عجيب و بىبنياد بوجود آمد ، كه در موقع خود نمونه‌هايى از آن را ذكر خواهيم كرد . » « 1 » خدمات ايرانيان به ادبيات عرب : چنان كه مىدانيم پس از استيلاى عرب و نفوذ مذهب اسلام اكثر دانشمندان كتب و آثار خود را به زبان عربى مىنوشتند « ايرانيان نحو و صرف و معانى و بيان را سر و صورتى دادند ، ابو على فارسى كه اصلا ايرانى بود پيشرو ارباب نحو شد و خود اعراب در پيش او به تحصيل قواعد نحو و صرف مشغول گرديدند ، علم معانى و بيان كه تا اين عصر مستقلا تدوين نشده بود ، به توسط فاضل ايرانى عبد القاهر جرجانى تأليف و تدوين و قوانين آن منظّم گرديد ، چنان كه متاخرين بر آن چيزى نيفزوده‌اند و كتابهاى او سرمشق علماى بلاغت گرديد . در همين عصر ، بواسطه اختلاف عقيده ادبا درباره شعرائى مانند متنّبى و « ابو تمام » كه موافق و مخالف بسيار داشتند و هر دسته از شعرا موافق يكى و مخالفت ديگرى بودند ، ازاين‌رو محافل و مجالسى براى نقد اشعار تشكيل مىشد . مدرّسين بغداد كه فقه و فلسفه و حديث و ساير علوم را تدريس مىنمودند نيز غالبا زادگان خاك ايران بودند . . . » « 2 » ايرانيان با پيروى از مذهب اسلام و با آشنا شدن با زبان و ادبيات عرب ، از انديشهء « آزادى و استقلال » ميهن خويش غافل نبودند ، تلاش شعوبيه به خوبى علاقه فراوان ايرانيان را به تجديد حيات سياسى و ادبى خود نشان مىدهد . كسى كه براى نخستين‌بار در اين راه قدم برداشت اسمعيل بن يسار شاعر نامدار عهد هشام بن عبد الملك بود كه از گذشته درخشان ايرانيان ، و برترى آنان بر اعراب ، شجاعانه سخن گفت و در يكى از قصايد خود خطاب به هشام از اصل‌ونسب و مفاخر ملى ايرانيان ياد كرد : اصلى كريم ، و مَجدى لايقاس به * وَلىِ لسان كَحَدّ السيف مسمومِ و هشام را با اين اشعار متهوّرانه و نيشدار سخت متأثر و خشمگين ساخت . شعوبيّه از آغاز حكومت عباسيان ، يعنى از اوايل قرن دوم هجرى تا قرن چهارم ، ايرانيان به تبليغ نظريات استقلال‌طلبانه خود پرداختند و از راه‌هاى سياسى و قيام‌هاى مذهبى و جنبش‌هاى اجتماعى و ادبى ، در راه

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 277 به بعد ( به اختصار ) ( 2 ) . بديع الزمان فروزانفر ، مباحثى از تاريخ ادبيات ، پيشين ، ص 224